خانه / داستان مذهبی

داستان مذهبی

عاقبت خلوت کردن در دل شب با خدا

تیایش در دل شب

? *عاقبت خلوت کردن در دل شب با خدا* ? *رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود:* ✳️چون بنده ای در نیمه شب با مولایش خلوت کند و به مناجات بپردازد خداوند نوری✨در دلش قرار دهد و به فرشتگانش گوید: ?بنده ام را ببینید که در نیمه شب تاریک با …

ادامه نوشته »

مسلمان شدن به بركت نام فاطمه

حضرت فاطمه زهرا

مسلمان شدن به بركت نام فاطمه ? یكى از ذاكرین نقل كرده: در محضر آیة الله العظمى سید محمد هادى میلانى (معاصر حقیر) بودم. یك مرد و زن آلمانى همراه دختر خود وارد شدند ? پس از تعارفات معمول گفتند: ما آمده ایم به شرف اسلام نایل شویم، ?آیة الله …

ادامه نوشته »

داستان بد گمانی و سو ذهن

? ﺷﺒﻲ “ﺳﻠﻄﺎﻥ” ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ مےکرد ﻭ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ؛ ﺑﻪ ﺭییس ﻣﺤﺎﻓﻈﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ: ﺑﯿﺎ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﯾﻢ، ﻭ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ مردم و ﻣﻠﺖ ﺧﺒﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ . ? ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮔﺸﺖ ﻭ ﮔﺬﺍﺭ بودند که مردی را ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺭﺩ مےﺸﻭﻧﺪ ﻭ ﺍﻋﺘﻨﺎﯾﯽ …

ادامه نوشته »

ﮔﺮﻳﻪ ﺍﺯ ﺑﻬﺮ ﺧﻮﻳﺶ

ﮔﺮﻳﻪ ﺍﺯ ﺑﻬﺮ ﺧﻮﻳﺶ! ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺯﺍﻫﺪﻯ ﺩﺭ ﺑﺼﺮﻩ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻣﺮﮒ ﺭﺳﻴﺪ، ﺧﻮﻳﺸﺎﻧﺶ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﮔﺮﺩ ﻭﻯ ﺩﺭ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻰ ﮔﺮﻳﺴﺘﻨﺪ. ﮔﻔﺖ: ﻣﺮﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﺸﺎﻧﻴﺪ. ﻭﻯ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﺸﺎﻧﻴﺪﻧﺪ. ﺭﻭﻯ ﺳﻮﻯ ﭘﺪﺭ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﻯ ﭘﺪﺭ! ﺗﻮ ﭼﺮﺍ ﻣﻰ ﮔﺮﻳﻰ؟ ﮔﻔﺖ: (ﭼﮕﻮﻧﻪ …

ادامه نوشته »

داستان گفت و گوی دو جنین تو رحم مادر

جنین

گفت و گوی دو جنین تو رحم مادر….!!! اولی میگه تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟ دومی: آره حتما. یه جایی هست که می تونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. …

ادامه نوشته »

فرق مسلمان با مومن

به نقل از آیت الله سید حسین حسینی فرق مومن و مسلمان در شهادتین و ایمان قلبی آن است. مسلمان کسی است که شهادتین را با الفاظ اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انّ محمد عبده و رسول الله را با ایمان قلبی به زبان آورد. مومن کسی …

ادامه نوشته »

ایمان اعضا

? لا یکلف الله نفسا الا وسعها? امام صادق ع فرمود: اگر مردم می دانستند که خدای تبارک و تعالی این آفریدگان را چگونه آفریده، هیچ کس دیگری را سرزنش نمی کرد. عرض شد: مگر چگونه بوده است؟ فرمود: خدای تعالی اجزایی از ایمان آفرید و آنها را تا چهل …

ادامه نوشته »

ابلیس کیست؟

ابلیس

از طاووس و مجاهد روایت شده که ابلیس قبل از این که مرتکب معصیت شود، فرشته ای از فرشتگان بود که نامش عزازیل و از ساکنان زمین بود و ملائکه ای که ساکن زمین بودند جن نامیده می شدند و از میان ملائکه هیچ کس از نظر اجتهاد و علم …

ادامه نوشته »

جریان جالب سلیمان اعمش که منکر زیارت سیدالشهدا ‌بود.

  جریان جالب سلیمان اعمش که منکر زیارت سیدالشهدا ‌(علیه السلام) بود.. ???? سلیمان اعمش چنین نقل کرده است که در کوفه همسایه ای داشتم که برخی شبها برای شب نشینی نزد او میرفتم و با هم گپ و گفتی می‌کردیم . شبی در میان حرف‌ها اتفاقاً سخن ازکربلا به …

ادامه نوشته »

داستانی زیبا در فضیلت زیارت امام حسین

سلیمان أعمش گوید که: در کوفه منزل داشتم و مرا در آنجا همسایه ای بود که طریق اهل بیت نداشت؛ من بعضی از اوقات با او می نشستم و مذاکره می نمودم. در شب جمعه ای به او گفتم: تو چه می گوئی در زیارت حسین علیه السّلام؟ گفت: بدعت …

ادامه نوشته »

پرهیز از شوخی بیجا

یکی از طبیبان قدیمی می‌گفت: تابستان بود و بیماران به مطب من می‌آمدند و من آن‌ها را معاینه می‌کردم، نسخه قبلی را می‌گرفتم دوباره نسخه می‌دادم. یکی از آن بیماران زنی بود، وقتی به او گفتم: نسخه قبلی کجاست؟ گفت: آن را جوشاندم و خوردم. گفتم: کاغذ را جوشاندی و …

ادامه نوشته »

شمه‌ای از معجزات امام مهدی(عج)

اهل بیت

  امام زمان(عج) از شدت محبتی که به دوستان خود دارد، هر زمانی که شخصی او را یاد کند، نگاهی به او می‌کند و سزاوار است که یاد کننده به جهت احترام و تعظیم از جای خود برخیزد و از خدای تبارک و تعالی، تعجیل فرج ایشان را بخواهد. معارف …

ادامه نوشته »

کرامتی از حضرت حجه (عج )

  ابو راجح از شیعیان مخلص شهر حله (یکى از شهرهاى عراق که در نزدیک نجف  اشرف واقع شده ) و سرپرست یکى از حمامهاى عمومى حله بود، از این رو بسیارى  از مردم او را مى شناختند. در آن عصر، فرماندار حله شخصى به نام ((مرجان صغیر))بود، به او …

ادامه نوشته »

آزادی و بندگی

عثمان – بن عفان – غلامی را با کیسه رزی به نزد ابوذر، که – خداوند از او خوشنود باد! – فرستاد و به غلامی گفت : اگر از تو بپذیرد، آزادی . و چون غلام با کیسه به نزد ابوذر آمد و اصرار کرد و نپذیرفت ، به او …

ادامه نوشته »

عالم برزخ کجاست ؟

همه ی انسانها کم و بیش مایلند که بدانند عالم برزخ کجاست و اکثرا به دنبال کاوش آن هستند و می خواهند بدانند وقتی آنها را در سیاه چال قبر گذاشتند به کجا می روند و تا روز قیامت چگونه هستند . اگر به طفلی که در شکم مادر است …

ادامه نوشته »

کرامتی از امام على بن موسى الرضا

ابومحمد غفارى گفت : مبلغ زيادى از كسى غرض گرفته بودم و توان اداى آن را نداشتم . روزى با خود گفتم : چاره اى جز اين نمى دانم كه به امام على بن موسى الرضا عليه السلام پناه برم و از او كمك بخواهم . بامدادان عازم خانه آن …

ادامه نوشته »

کرامتی از امام رضا

ريان بن صلت گفت : وقتى خواستم به عراق بروم ، تصميم گرفتم به خدمت حضرت رضا عليه السلام رفته ، با او وداع كنم و پيراهنى هم از او بگيرم تا داخل كفنم گذارم و درهمى چند هم براى خريد انگشترى از براى دخترانم از او بخواهم . وقتى …

ادامه نوشته »

داستان معجزه رد شمس

پیغمبر اکرم ( ص ) در منزل خود بود و علی ( ع ) هم حضور داشت ، همان دم جبرییل آمده وحی الهی آورد ، رسول خدا سر مبارک خود را روی پای علی ( ع ) گذاشت و سر برنداشت تا هنگامی که آفتاب غروب نمود ، علی …

ادامه نوشته »

داستان ظاهر شدن چشمه آب

از ابوسعید روایت کرده که گفت : با امیرالمؤ منین ( ع ) به جانب کربلا می رفتم و سخت تشنه شدیم ، و علی ( ع ) در بیابان پیاده شد سنگی را برداشت کناری گذاشت ، دیدیم زیرش چشمه آبی است که از هر آبی که خورده بودم …

ادامه نوشته »